تبليغاتX
دستی پر از بریده مهتاب -

     نگاهی شاید

هفته نامه نسیم را  تورق میکنم به نیت صفحه ادبی است که شاید گاهی انعکاس دوباره روزهای تکرار ناشدنی را در آن ببینم، روزهای حضور استاد آتشی و بعد تر محسن شریف ، خورشید فقیه ، محسن دلواری زاده ،گاهی حسن زنگنه ، حسین دهقانی ، ایرج صغیری و از جوانتر ها امید غضنفر ، سیامک برازجانی ، زهرا جهان افروزیان ، حماسه و حسام حق پرست ، محسن موسوی ، احسان احمد زاده ، محسن خوئینی ، و بهترینهای دیگر که ذهنم یاری نمیکند و حضورشان همشگی بود و اعتبار نسشتهای  ادبی نسیم به نام آنها رقم میخورد و ای کاش این روزها را نمیدیدم .

آن سالهای تازگی و شور و شعر چه زود تمام شد ، بزرگداشت شاملوی بزرگ و شعر خوانی امید غضنفر با هم نوازی برادران حق پرست و اتاقی که حتی برای نفس کشیدن هم پر بود و بزرگداشت بیابانی و چوبک و بزرگان این دیار و نشستهای داغ ادبی و مجادله و گفتگو و سر اخر چای و خنده و دیدار هفته آینده .

 برایند تمام این نشستها، صفحه ادبی پر رونق و لبریز فکر و شعر و هرچه هوای تازه . امروز اما صفحه ادبی و جلسات را که نگاه می کنم کمتر امیدی برای فردائی حتی تکراری در من سوسو نمیزند .

شعر های کسل کننده ، حرفهای تکراری و اتاقی غبار آلود تهفه دوشنبهای خسته کننده ای است که با تمام تلاش استاد آرش نیا رنگ تازه ای بجز خاکستری به خود نمی گیرد . از این میان تنها گاه گاهی شاید هراز گاهی تنها جرقه ای اتاق را به سراب دعوت  می کند . و تلاشهای میگلی عزیز که هیچ گاه خسته نمی شود و احساس می کند هنوز در جان این بیحادثه اتفاقی خوابیده است تنها دلیل همیشگی رفتن است تنها برای شعر که حالا برای خود سنگ قبر می تراشد و شعری که در نبود شعر مرثیه گوی این دفینه باشد و ما که هر دوشنبه به فاته خوانی ان روزها بر مزار شعر دوشنبه ها جمع می شویم ، چای می خوریم و هم دیگر را که نمیشناسیم می بینیم و تسلیت می گوئیم .

روحش شاد و یادش گرامی باد .

 

 

       مسعود نوری فیروزی

 

   شانزدهم اردیبهشت یک هزارو سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی

+ نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط مسعود نوری فیروزی |