سلام
از این هفته سعی خواهم کرد با کمک دوستان خوبم در بوشهر شعر های شاعران جوان بوشهری را در این وبلاگ انتشار بدهم از این جهت از همه دوستانم و کسانی که هیچ گاه مرا تنها نگزاشته اند دعوت به همکاری میکنم لطفا نظرات خودتون رو به ادرس میل من یا در بخش نظرات همین وب ارائه نمایید با تشکر .
شعری از آقای علی اصغر میگلی را میخوانیم
امروز که پریشان و بی آرامشم
برای نیامدنت بهانه ای ندارم
خود را
در سفیدی موهایم
هر آینه که پیدا کنیم
قرار ملاقات می گذاریم
این سیب
چه تلخ می زند در دهان نا کامیهائی که از او
گرفته بودم
و دنیا کال می ماند
قرارم را پشت کدام ملاقات میگذاری
بانو...
سلام
با یک تجربه تازه منتظر شما هستم .
تو رفته ای هوای تو پیچیده توی من
بی حرف آخر هیجان تنی لون
هی گیج میزنم دو سه ساعت که نیستی
در خاطرات و حال و هوای دیلین دلن
پاشو برقص روی من و هرچه هست و نیست
عشوه بریز ناز بکن دختر خفن
کوچه پر از صدای شب و طعم خستگی است
از سکسکه شراب در این کوزه کهن
میخوام زبون شعر واست تازه شه ببین
اینا همه شکایت و حرفای این دلن
نه من برای تو و نه تو
حرف تازه ای برای من داری
یا نداری
فرقی نمی کند